loading
یادداشت: به دادمان رس خدایا
تعداد نظرات: 31 یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧ تاریخ یادداشت:


من ٦:٥٦ ‎ب.ظ - شنبه، ۳٠ آذر ۱۳۸٧
سلام خوبی منظر جون
باباچرا می اپی خبر نمیدی..؟؟
تحویل بگیرناراحت
من اپیدم اپم با همه اپام فرق دارهاااا
منتظرتم حتما بیا فعلا بابایماچ
ساناز ٢:۳٢ ‎ب.ظ - شنبه، ۳٠ آذر ۱۳۸٧
گلگلگل
نجمه ۱:۳٩ ‎ب.ظ - شنبه، ۳٠ آذر ۱۳۸٧
  سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.ماچماچدوست جونی خیلی دلم واست تنگ شده ....
چندتا پست اخیرتو باهم خوندم ... اگه من بودم بدو دنبال تعبیر خواب قناریها بودم!!چشمک لبخند در این دنیا چیزی که زیاد شده نامرده ... خوی نامردی هم همه جارو گرفته...به خوب طنابی چنگ زدی مطمئن باش صاحبش هواتو داره....ماچماچماچماچ
نرگس ٩:٢٠ ‎ق.ظ - شنبه، ۳٠ آذر ۱۳۸٧
آخی نازی ..... میفهمم چی میگی عزیزم ناراحت
امیدوارم زودتر همه چیز درست شهگل
یاسمین(ساحره) ٢:٠٠ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢٧ آذر ۱۳۸٧
سلام منظر جونم! نيستي؟؟ دلم برات تنگ شده هااااااااا...زودي بيا...خب؟؟قلبناراحتماچچشمک
... ٧:٥٢ ‎ق.ظ - چهارشنبه، ٢٧ آذر ۱۳۸٧
...
پویا دبیری مهر ٤:۱٦ ‎ق.ظ - چهارشنبه، ٢٧ آذر ۱۳۸٧
در باب هدیه رئیس جمهور به خبرنگاران
سمیه ۳:۱۳ ‎ب.ظ - یکشنبه، ٢٤ آذر ۱۳۸٧
خسته ام از این خسته ام ازآن ... یا مرا ببر یا خودت بمان!
فیروزه ٩:٠۱ ‎ق.ظ - یکشنبه، ٢٤ آذر ۱۳۸٧
سلام عزیزم پرتئ حالش خوبه خداروشکر ولی تو چرا انقدر ناامیدی؟!چرااااااااااااااا؟[لبخند
مليحه ٥:۳٧ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢٠ آذر ۱۳۸٧
من هم حال ديگه از آدم پستي كه مجبورم هر روز ببينمش بهم مي خوره
آذر ٥:٢٧ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢٠ آذر ۱۳۸٧
عزیزم نگرانتم مراقب خودت باش
بدون به فکرتم هر لحظه و هر وقت
هر کمکی باشه هستم مطمئن باش تا آخرش ماچ
نسیم ۳:۳٦ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٢٠ آذر ۱۳۸٧
عزیز دلم محسن کیه؟؟؟؟؟
این همه از خواب محسن حرف زدی اما نگفتی کیهسوالچشمک
دبیری مهر ٦:۳۱ ‎ب.ظ - سه‌شنبه، ۱٩ آذر ۱۳۸٧
اساسا این نگاهه تا بوده همبن بوده و همین هست رو قبول ندارم دوست مهربان.
سعیده ٤:٥٦ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸٧
هه هه تازه رسیدی جایی که من چند سال پیش رفته بودم سیع کن زیاد دنبال سوالاتی که تو این دنیا برات پیش میاد نری چون من رفتم و فقط به پوچی رسیدم و فقط یک امیدی دارم اونم اینکه اگر یه دنیایه دیگه ای باشه بعد از مرگ و حتما هست اسمشم می خواد هرچی باشه اونجا جوابامو از خدا می خوام و حتما هم می گیرم
یاسمین(ساحره) ۱:٠٩ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸٧
سلام منظر جونم! دلم برات یه ذره شده بود خانومی!قلبماچ
راست میگی...این دنیا ، دنیای خوبی نیست...اگه بود همه ابدی بودیم این جا...اما رخت باید بربست...ولی باید تا وقتی هستیم هم قدمی برداریم بلکه بتونیم ذره ای از این سیاهی ها رو به سپیدی تغییر بدیم..چشمکقلب
پویا ٧:٥٠ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧
آپم
پویا ٦:۱٩ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧
این نوشته بوی تباهی و سیاهی وکینه و نفرت می دهد...
احمد بروغنی ٥:٢۸ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧
سلام
تا جایی که من یادم میآد از قدیم گفتن شریک دزد و رفیق قافله. بحث رئیس و این حرفها نبود. حالا شاید من اشتباه می کنم.سوال
رویای فردا ٤:٤٩ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧
زندگی عرصه يکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

ما تجربه کردیم :
که امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

موفق باشید.
مریم ٤:٤۸ ‎ب.ظ - یکشنبه، ۱٧ آذر ۱۳۸٧
مرا این گونه باور کن:

کمی تنها،

کمی بی کس،

کمی از یادها رفته،

خدا هم ترک ما کرده،

خدا دیگر کجا رفته !!!

نمی‌دانم مرا آیا گناهی هست؟

که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟
گلگلگلگلگل
کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به شرکت آریاموج ایده پرداز است.