loading
یادداشت: ديشب ولی...
تعداد نظرات: 22 دوشنبه، ۳ دی ۱۳۸٦ تاریخ یادداشت:


بی نام ۳:۳۱ ‎ق.ظ - جمعه، ۳ اسفند ۱۳۸٦
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
محمد امين ٢:٢٧ ‎ق.ظ - یکشنبه، ٢۱ بهمن ۱۳۸٦
سلام زيبا بود

يا حق
الهه ۳:٠۱ ‎ب.ظ - سه‌شنبه، ٢٥ دی ۱۳۸٦
سلام

ببخش که دير اومدم!

خودت ديگه از جريان امتحانا خبر داری

شعر قشنگی بود

مخصوصا اين بيته خيلی به دلم نشست:

آن شب هزار بار خودش را شکست و ساخت

دیـگـــر ولـی کـنـار خـیـابــان قــدم نــزد
لاله شجاعی پور ٤:٠۱ ‎ب.ظ - دوشنبه، ٢٤ دی ۱۳۸٦
سلام.

خواستم حالتون رو بپرسم

اصغر معصومی ۳:۱٩ ‎ب.ظ - جمعه، ٢۱ دی ۱۳۸٦
ها خسته ام ! دوباره سفر راهي ِ من است

امشب دوباره نوبت ِجراحي ِ من است

دكتر ! دوباره كل ِ تنم درد پشت ِ درد

من يك سلام ِ يخ زده ام ،( يك مداد ِزرد)

/

/

سلام دوست

روز موقت _ به روز و در انتظار حضور ارزشمند شماست

مانا باشید
afshin,germani ٧:٠٢ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۱٧ دی ۱۳۸٦


درود آريايی..

تا که باشد وضع ایران این چنین

کی ببوسم تربت ایران زمین؟

روز خوش را چش
حامد(سهند)ابراهيمی ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ - جمعه، ۱٤ دی ۱۳۸٦
سلام مهربان:

امروز14دیماه من یک سال به مرگ نزدیکتر شدم

و کودکی یکسال از من دورتر

به دیدارم نمی آیی؟
تازه های ادبی ٢:٠٩ ‎ب.ظ - پنجشنبه، ۱۳ دی ۱۳۸٦
.

田田田田田田田田田田田田田田田田

سلام

تاره های ادبی به روز شد

یاعلی

田田田田田田田田田田田田田田田田
لاله شجاعی ۸:٥٤ ‎ق.ظ - دوشنبه، ۱٠ دی ۱۳۸٦
اقا ما شما رو لينکتون کرديديم پس اسم ماکو؟ اگر دوست داشتيد منو هم اظافه کنيد پشيمون نميشی
قاصدک ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ - یکشنبه، ٩ دی ۱۳۸٦
سلام

من بار سوم است که شعرت را می خوانم

و اينبار لذت بيشتری بردم خصوصا از۴ بيت اولش و آخر هم ؛شاعر برای از تو سرودن ضعيف بود؛

این بار دارم در سراشیبی تند پیش می روم

و این اولین بار نیست که خود را به می سپارم

آن هم دمی که هیچ چراغی نمی بینم

تا بعد
اصغر معصومی ۱:٤٥ ‎ب.ظ - شنبه، ۸ دی ۱۳۸٦
سلام احمد جان

بابت در کردنم شرمنده / / اينم گل واسه آشتی



شعرت رو هم خوندم و لذت بردم

راستی عيدت هم مبارک

به روز باشی
امير/سرگيجه (امير ميرزايی) ۱:٤٩ ‎ق.ظ - شنبه، ۸ دی ۱۳۸٦
سلام

سرگیجه به روز است و من منتظر حضور و نظر ارزشمند شما

یا علی
امير/سرگيجه (امير ميرزايی) ۱:٤٩ ‎ق.ظ - شنبه، ۸ دی ۱۳۸٦
سلام

سرگیجه به روز است و من منتظر حضور و نظر ارزشمند شما

یا علی
محسن رضوی ٦:٠٠ ‎ب.ظ - جمعه، ٧ دی ۱۳۸٦
درود ! پسورد رو بده تا ...
محسن رضوی ٢:٥٢ ‎ق.ظ - جمعه، ٧ دی ۱۳۸٦
خداحافظ همه ي بعضيا !
محمود رضا برامکه ۸:٥٥ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ٥ دی ۱۳۸٦
سلام به روزم باور کنيد ! حتما به من سر بزن خوشحال می شوم
لاله شجاعی ۸:٥۱ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٤ دی ۱۳۸٦
سلام اهمد اقا.

انگار نفر اولم . مرسی که بهم سر زدی و ممنون که نمره هم داده بودی منهم اجازه ميخام تا نمره بدم اماااااااااااااا ۱۹.

چرااااااااااااااااااااااا؟

چون در بيت۴ مصرع دوم اصلا يک دستی  که رد سراسر کار بود  به چشم نميخوره و کلمه هايی رو که توش به کار بردی انگار زوری نوشته شدن بيشتر روش کار کن اونوقت بهت نمره ی۲۲ ميدم خوبه؟ اما گذشته از اين فقط لذت بردم واقعا عالی بود .

راستی شما لینک شدید  میتونی لینکم کنی.

شاد شاد شاد باشی  مهربان
لاله شجاعی ۸:۳٤ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٤ دی ۱۳۸٦
سلام .سلام .سلام.

اقای احمد با ه دوچشم. واقعا عالی بود  من به شما ۱۹ ميدم. چراااااااااااااااااا؟ چون احساس ميکنم در بيت

قلبی که در تلا طم و ضرب مدام بود

در کنج حبس سينه به يزدان قسم نزد

يه جوری بخاطر محدوديت ها جور شده و اون يک دستی رو که توی بقيه ی کار وجود داره نداشت مصرع دوم بیشترین ضربه رو به کار زده بهتره بیشتر روش کار کنید .

بقیه ی کار عالی بود فقط لذت بردم

راستی پايان بندی کار عالی بود
محسن رضوي ۱:٥٢ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٤ دی ۱۳۸٦
درود !‌اهمد عزيز ! به نظرم کم کم بايد از اين فضای سنتی جدا شوی الان هر روز دارد دنيا پيشرفت مي کند و شعر هم با سرعتی سرسام آور ...
امين شفيعی ٥:٠٧ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۳ دی ۱۳۸٦
سلام به اهمد عزيز

من هنوز معقدم آه توی اين مصرع کار کرد خوبی ندارهخ چون بيت به اندازه ی کافی دراماتيک هست

توی مصرع آخر هم «و از عشق» رو به جای «غزل گفت و» بيشتر می پسندم

هماره انوشه بزی
کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به شرکت آریاموج ایده پرداز است.